خلاصه‌ی وقایع ایران از 1342 تا 1356
ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٧  کلمات کلیدی: انقلاب ایران ، انقلاب اسلامی

به نام خدا

در فروردین 1342 در پی یورش به مدارس علمیه ی فیضیه قم و که در عاشورای همان سال با سخنرانی و حمله ی شدید اللحن ایت الله خمینی به شاه و دستگاه حاکمه نا آرامی هایی پدید آورد که منجر به دستگیری ایشان شد و متعاقب آن قیام تاریخی 15 خرداد 1342 ه.ش در حمایت از همان رهبر مذهبی شکل گرفت      که بازداشت شده بود . اسدالله علم پس از انتخابات مجلس 21 جای خود را به حسن علی منصور از کانون مترقی داد که بعدا له حزب ایران نوین تبدیل شد.

آبان 1343 مبارزه در مخالفت با کاپیتولاسیون جدید به نفع امریکا به تبعید آیت الله خمینی به ترکیه انجامید و به دنبال آن منصور به وسیله ی مبارزان اسلامی هیأت های مؤتلفه در بهمن 1343 به قتل رسید . هویدا به جای دوست مقتول خود فرمان نخست وزیری گرفت . در فروردین 1344 شاه از حمله در کاخ مرمر جان سالم به در برد .

هویدا با 13 سال نخست وزیری ، طولانی ترین زمامداری دوران مشروطیت را به خود احتصاص داد و این در حالی بود که گروه های مسلح راه مبارزه را  در پیش گرفته بودند و سازمان امنیت محیط وحشت و خفقان بی سابقه ای ترتیب داده بود . آخرین تغییر در قانون اساسی در سال 1346 مادر ولیعهد را به عنوان نایب السلطنه شناخت تا او هم در مراسم تاجگذاری رسماً صاحب تاج شود . در سال 1349 جزیره ی ایرانی بحرین استان 14 معرفی شده بود و سالها سیاست انگلیس  آن عملاَ به وسیله ی حاکمان محلی اداره می کرد،ظاهراً به ابتکار شاه با پیشنهاد مشترک ایران و انگلیس و مداخله ی شورای امنیت از طریق نظر خواهی غیر واقعی نماینده ی سازمان ملل ، از ایران جدا شد و این تجزیه در مجلسین ایران به تصویب رسید و در عوض جزایر سه گانه ی ایرانی ( تنب کوچک ، تنب بزرگ و ابوموسی ) که همیشه متعلق به ایران بود ، به بهای جدایی بحرین با نوعی نمایش نظامی در حاکمیت ایران باقی ماند . و افرادی نسیت به این شناسایی اعتراض نمودند مورد تعقیب قرار گرفتند و به زندان افتادند .

سال های 1350-1354 دوره ی مجلس 23 فعّالیت دادگاه های نظامی تشدید شد با مبارزات مسلحانه و شکل گیری گروه ها و برخورد و اعدام ها افزایش یافت ؛ ساواک ( سازمان اطلاعات و امنیت کشور ) سریعاً با کمک سازمان های جاسوسی سیای (C.I.A.) امریکا و موساد اسراییل تقویت شد و به انواع وسایل شکنجه و روش های جاسوسی و اطلاعاتی مجهز گردید . زندانی های سیاسی تحت شکنجه و آزار بیشتر قرار گرفتند . در زمینه ی فرهنگی ، شعار اصلی اسلام زدایی و جایگزینی فرهنگ شاهنشاهی بود با محتوای غربزدگی و تقلید از ارباب های امریکایی و اروپایی و فرهنگ پیش از اسلام و ترویج بی بندوباری . اشاعه ی فساد و ایجاد مراکزی به نام کاخ جوانان در سرار ایران ، کاباره ها ، باشگاه های تفریحی ، فیلم های مبتذل ، قمارخانه ها و مراکز فساد ، همه برنامه ی حساب شده ای بود که رژیم می خواست بدان وسیله نیروی اندیشه و صفای روح جوانان کشور را در مجلاب شهوت و فساد نابود کند تا آنان نتوانند به سرنوشت کشور و ملّت خویش بیندیشند و به وسیله ی معدود افرادی که به مطالعه و بحث و علم علاقه مند بودند ، با ایجاد برنامه های کاذبی از قبیل دعوای شعر نو و شعر سنّتی یا بحث تجدد گرایی و تساوی حقوق زن و مرد ، جوانان را سرگرم کرده بودند . در سال 1352 ه.ش. درآمد حاصل فروش نفت افزایش یافت و اعلام شد که ایران حاکمیت یر نفت را به دست آورده است و در همین زمان در افغانستان با کودتا جمهوری اعلام شد که هشدار دیگری برای شاه بود . به دنبال چهارمین جنگ اعراب و اسرییل و اعلام تحریم نفتی غرب از جانب اعراب ، قیمت هر بشکه نفت ایران چهار برابر افزایش یافت و دریافت آن به چنان میزانی رسید که نظام شاه از

هزینه ی آن عاجز ماند و سخاوتمندانه به بسیاری از کشورها وام یا کمک بلا عوض داد و به خرید تسلیحات انبوه مدرن پرداخت تا عنوان قدرتمند را پیدا نماید و ژاندارم منطقه شناخته شود . ارتش ایران در پیروزی از سیاست امریکا در جبهه ی ظفار به سرکوبی مبارزان علیه سلطان عمّان پرداخت . اختلافات مرزی ایران و عراق شدّت یافت و تا برخورد مسلّحانه پیش رفت و سرانجام در اسفند 1353 ه.ش. با موافقت نامه ی الجزایر به سلح و آشتی انجامید و مرز ثابت دو کشور به طور دایم مشخّص شد . شاه که خود را در موضع بسیار مستحکم می دید و از بازی دموکراسی دو حزب ملّیون و مردم که عضوی نداشتند ، خسته شده و طالب قدرت مطلق بود با یک ژست سیاسی ، احزاب را منحل و حزب واحد رستاخیز را که همه ی  ملّت مکلف یه عضویت بودند ، اعلام نمود و مبدأ تاریخ از هجرت پیامبر(ص) را به جلوس اولین شاه در ایران باستان تبدیل کرد.این اقدامات شرایطی را فراهم کرد که تقابل مردم را با رژیم به وضع کاملاً آشتی نا پذیری در آورد.در این زمان و هم در سال های قبل شاه به بسیاری از کشورها مسافرت می کرد و یا مهمان دار سران و زمام داران ممالک مختلف بود،وضعی که هرگز شاهان سابق نداشتند. در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بر خلاف انتظار شاه ، جیمی کارتر پیروز شد(12 آبان 1355) مساله ی رعایت حقوق بشر ،شاه به مجبور به اعلام فضای باز سیاسی نمود.حملات سازمان های مختلف بین المللی به رژیم شاه و سابقه ی خشونتهای آن برای شاه نا خوشایند بود. در داخل تحریکات مبارزین تشدید شد و جهره ی خشن رژیم شاه و دولت هویدا و سازمان امنیت برای کشور های مختلف از بزرگ و کوچک افشا گردید.برای نجات شاه، استعفاری هویدا زمام دار 13 ساله لازم شد(15 مرداد 1356) جمشید آموزگار بعد از سالها انتظار ، در بدترین شرایط ، فرمان نخست وزیری گرفت. هویدا وزیر در بار شداما در جهت آرام سازی مدتی بعد در زندان دژبان پذیرایی گردید . تظاهرات ، اعتصابات در داخل کشور روندی رو یه تزاید یافت . شاه به گمان این که می تواند به سان سفر پیشین خود در زمان جان کندی دستآوردهایی به همراه بیاورد ، و برای جلب نظر کارتردر 23 آبان 1356 ه.ش. به امریکا رفت . امّا در مراسم استقبال به لحاظ استفاده از گاز اشک آور در متفرّق کردن تظاهر کنندگان ایرانی که علیه شاه در برابر کاخ سفید اجتماع کرده بودند ، با چشمانی گریان به نمایش گذاشته شد . فعّالیت مبارزاتی امام خمینی ، مرجع تبعیدی در سال 1356 ه.ش. در نجف ادامه یافت و در داخل کشور تدابیر ساواک دیگر کارساز نبود . با هر آزادی زندانی ، اجتماعات و تظاهرات دوره ی جدیدی را نشان داد . درگذشت مشکوک حاج سیّد مسطفی خمینی در نجف ، عکس العمل گسترده ای در ایران داشت . تا به آنجا که انتشار مقاله ی روزنامه ی اطّلاعات در 17 دی سال 1356 ه.ش. علیه امام تظاهرات خونی ای را در شهر قم و چهلم آن در تبریز و دیگر شهرها حرکت هایی پر خروش به دنبال آورد که تاپایان عمر رژیم قطع نشد . بغداد زیر فشار قرار گرفت ، خلعتبری وزیر امور خارجه ی وقت ، به ملاقات حسن البکر و صدام رفت . درباریان و خانواده ی سلطنتی دارایی خود را به خارج منتقل کردند . نوروز 1357 ه.ش. از جانب رهبر عزای ملّی اعلام شد .

اعتصاب غذای زندانیان سیاسی شروع گردید . پیام های امام به سرعت در سراسر کشور پخش می شد . اعتصاب در صنایع نفت و عدم تولید و توزیع آن دولت را فلج کرد . کم کم« مرگ بر شاه » شعار عمومی گردید و در اصفهان و ده شهر دیگر حکومت نظامی اعلام شد . اول ماه رمضان فریاد الله اکبر بر فراز بام ها بلند شد . سولی وان و پارسونر ، سفیرهای امریکا و انگلیس ، بامرکز خود و با دربار در تماس روزانه بودند. شاه انتظار حمایت جدّی داشت . فاجعه ی سینما رکس آبادان ، تیر خلاصی برای کابینه ی آموزگار بود در آن فاجعه چهارصد تماشاچی در آتش سوختند .